• بازگشت به صفحه اصلی
  • donderdag 22 januari 2009

    احیای جاده باستانی راه ابریشم با خط آهن شیرخان بندر ـ هرات

    جاده باستانی راه ابریشم
    احیای جاده باستانی راه ابریشم با خط آهن شیرخان بندر ـ هرات
    معین وزارت فواید عامه از آغاز پروژه خط آهن شیرخان بندر ـ هرات خبر داده و آن را احیا کننده جاده تاریخی راه ابریشم عنوان کرد.به گزارش باختر، داکتر ولی محمد رسولی، ضمن بیان مطلب فوق، اظهار داشت که این خط آهن از ولايت های قندوز، سمنگان، بلخ، جوزجان، فاریاب و بادغیس گذشته و به هرات می رسد و بنادر حیرتان، اقینه و تورغندی نیز در مسیر آن قرار دارند.معین تخنیکی وزارت فواید عامه گفت: کار روی این پروژه ادامه داشته و تا حال موفقیت هایی در این زمینه به دست آمده است.به گفته وی، در جلسه ای که قرار است دو هفته بعد در ازبکستان دایر گردد، موضوعات اقتصادی و طرح و دیزاين این خط مورد بحث قرار می گیرد که در آن صورت، دو سال دیگر، جهت تکمیل ساختمان این خط نیاز است. در جلسه متذکره، نماینده گان بانک آسیایی و کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان شرکت خواهند داشت. رسولی افزود: مصرف پروژه یادشده بین 5/1 تا 2 میلیارد دالر تخمین گردیده که بانک انکشاف آسیایی وعده داده است تا این پروژه را از لحاظ اقتصادی تمویل نماید.معین تخنیکی وزارت فواید عامه با بیان این که جانب ازبکستان نیز پروتوکولی را در این راستا با افغانستان امضا نموده که در آن همکاری خویش را در تطبیق این پروژه ابراز داشته است، اضافه کرد: کشور ازبکستان در نظر دارد، تا پنج سال آینده، 5 تا 10 میلیون تن اموال خود را سالانه از این طریق به کشورهای آسیایی و اروپایی انتقال دهد.وی در ادامه تصریح کرد که در صورت تطبیق پروژه راه آهن شیرخان بندر ـ هرات و اتصال آن به خط آهن خواف ـ هرات، نه تنها راه تاریخی ابریشم دوباره احیا خواهد شد، بلکه از این طریق، عایدات خوبی نصیب افغانستان می شود.موصوف اضافه کرد، در کنفرانس باکو که به تاریخ 22 نوامبر سال گذشته در کشور آذربایجان دایر گردید، هیأت افغانی نیز در این کنفرانس تحت ریاست وزیر مالیه شرکت نموده و طرح احداث راه آهن شیرخان بندر ـ هرات را ارايه نمود که با استقبال شرکت کنندگان در این کنفرانس قرار گرفت.این در حالی است که ریانووستی گزارش داد، رییس شرکت راه آهن تاجیکستان نیز با بیان این که شرکت راه آهن این کشور ساخت خط راه آهن کلخوزآباد ـ پنج پایان را آغاز کرده است، گفت: این خط آهن با دستور امام علی رحمان و برای پیوستن راه آهن تاجیکستان به ایران از طریق افغانستان صورت می گیرد.امان الله حکومت الله در ادامه افزود: ایران ساخت خطی که سه کشور را به هم پیوند می دهد، آغاز کرده است. گفتنی است که موقعیت جغرافیایی افغانستان در منطقه از لحاظ امتیازات ترانزیتی و ترانسپورتی مورد توجه بسیاری از کشورها بوده و اگر بتوانیم امنیت را برقرار کرده و زیربناهای ترانزیتی و شاهراه ها را در کشور بازسازی کنیم، به راستی می توانیم پیونددهنده مناطق مختلف آسیا باشیم و راه باستانی ابریشم را احیا نماییم.چهارشنبه 2/11/1387

    dinsdag 20 januari 2009

    خدا هیچ موجودی را افغانی خلق نکند


    خدا هیچ موجودی را افغانی خلق نکند
    سید محمد حسینی مدنی
    مهاجرین در صف های طولانی در انتظار دریافت اسناد شناسایی خویش ایستاده اند؛ اسنادی که بر اساس آن، فقط یک سال دیگر حق زندگی در ایران را دارند. معمولا همه ساله این کار تکرار می شود. مهاجران افغانستانی باید خود را معرفی نموده، پول هنگفتی بپردازند تا مجددا اجازه پیدا کنند یک سال دیگررا با دغدغه کمتری در ایران زندگی کنند. دفتر امور اتباع و مهاجرین خارجی خراسان در بیرون از شهر مشهد، در پای یک کوه ساخته شده است، این روزها بازار تکسی ها و موترهای مسافربر شهری که در مسیر آن اداره، کار می کنند بسیار گرم است. زنان و مردان بسیاری از میان مهاجران عرق ریزان، نگران و با قیافه های بسیار خسته و رقت بار به اداره اتباع رفت و آمد می کنند، هرگاه بخواهی با یکی از آنان سر صحبت را باز کنی بلافاصله شروع به نالیدن می کند، نفرین می کند، نفرینی از سوز دل. این روزها دیدن لبخند بر لبان خانواده های مهاجر افغانستانی بسیار دشوار است. آنان همین چند ماه قبل پول زیادی را برای طرح آمایش یا شناسایی مجدد، پرداخته بودند و اکنون نیز باید چندین برابر آنرا به جرم تحصیل فرزندان شان در مدارس ایران بپردازند، مبالغ بیشتری نیز برای عوارض شهرداری و پاکسازی شهر های ایران باید متقبل شوند. هر کودک مهاجر افغان برای تحصیل در مدارس ایران باید مبالغی بین پنجاه هزار تا هشتاد هزار تومان پرداخت نماید و متاسفانه! هر خانواده افغان دو یا سه طفل مدرسه ای دارد. افغانها برای استفاده از حق زندگی در ایران باید در قبال هر عضو خانواده اعم از کودک شیرخوار یا مرد مسن، مبلغ هفتاد هزار تومان پول پرداخت نمایند و متاسفانه کمتر خانواده افغان، کمتراز شش نفر عائله دارند.
    در مسیر اداره اتباع، همصحبت برخی مهاجرین هموطن خویش می شوم که برای تعویض اسناد شناسایی خویش به سمت (بقول خودشان، شورای افاغنه) می روند. یکی از آنان می گوید که خانواده شان هشت نفر عضو دارد و مجموعا باید مبلغ ۵۶۰هزار تومان بابت عوارض سکونت در ایران بپردازد، سه طفل مدرسه ای دارد که باید مبلغ ۱۶۰ هزار تومان دیگر نیز بابت تحصیل انان پرداخت نماید. او می گوید که من تنها کارگر خانواده ام و پدر پیرم دیگر توانایی کارکردن ندارد. مجموع درآمد این برادر مهاجر، ماهانه حداکثر ۲۵۰ هزار تومان است و می گوید که از این مبلغ، یکصد هزار تومان آن را بابت کرایه خانه پرداخت می کند و مابقی آن، کفاف مصارف بالای زندگی در ایران را نمی دهد.
    به محل اداره اتباع می رسیم، فضایی نسبتا وسیع است، جنب جوش زیادی وجود دارد، صدها نفر مهاجر، سراسیمه به هر طرف می روند، تعداد زیادی از آنان را زنان تشکیل می دهند. موقع داخل شدن به محوطه اداره، مأمور دروازه بلافاصله ازهمگی می خواهد که موبایل های خود را تحویل دهند، دلیل این عمل از نظر یک روزنامه نگار آن است که توسط موبایل از وضعیت موجود، عکس گرفته نشود. در قسمت ورودی شورای افاغنه! بانک است، تعداد زیادی زن و مرد به صف ایستاده اند، در دستان هر کدام پول های زیادی دیده می شود و منتظر هستند تا پولهای خود را تقدیم به مأمور بانک کنند. از لابلای جمعیت به داخل بانک نظر می افکنم، کارمندان بانک فقط پول نقد قبول می کنند و چک پول را نمی پذیرند، در کنار مأمور بانک، پولهای بسیار زیادی بر روی هم انباشته شده است؛ آنها از بس پول گرفته اند بسیار خسته به نظر می رسند و از مهاجرین افغان می خواهند تا پول های خود را به داخل شهر ببرند و به یکی دیگر از شعبه های بانک ملی تحویل دهند. عده ای سراسیمه از ساختمان بانک فاصله می گیرند و سوار بر موترهایی که مترصد دریافت کرایه زیاد از افغان ها هستند به طرف بانک ها ی داخل شهر می روند.
    به طرف ساختمانهای دیگر اداره اتباع می روم، جنب و جوش فراوانی دیده می شود. قیافه های مهاجرین بسیار خسته و درهم رفته است. اکثریت آنان برای تحویل گرفتن اسناد جدید خویش چندین مرتبه رفت و آمد می کنند. برخورد کارکنان و مسئولین ایرانی با مهاجرین چندان جالب و منصفانه نیست. قیافه های آنان همواره ترش و درهم کشیده است. شاید در ترشرویی کارمندان اداره، خود مهاجران افغان بیشترین تأثیر را داشته باشند، افغانها از نظم و انضباط کمتر می فهمند و همین بی نظمی و ناهماهنگی سبب تحقیر آنان می گردد. به هر حال، افغانها انسانهای سرگردانی هستند، برای هماهنگ شدن با زندگی قانونمند در ایران مراحل بسیار خسته کننده ای را باید پشت سر بگذارند. در روی دیوار برخی از دفاتر اداره اتباع شعارهایی به چشم می خورند:
    «حضور اتباع خارجی در ایران باید قانونمند گردد». به یاد شعارهای برخی از محافل سیاسی به شمول شورای متحد ملی در افغانستان می افتم که می گویند: حضور سربازان خارجی در افغانستان باید قانونمند گردد. قانونمندی حضور مهاجران خارجی (البته فقط افغانها) در ایران، هزینه های زیاد همراه با گردن کجی ها و التماس های فراوان برای آوارگان به همراه دارد.
    مأموران ایرانی اداره اتباع بسیار مقید هستند. آنها جهت انجام فریضه نماز، در هوای گرم، مهاجران را رها کرده به نماز جماعت می پردازند. در صف آخر نماز می ایستم. نماز بسیار با آرامش خوانده می شود، در بین نماز ظهر و عصر دعایی برای فرج آقا امام زمان به صورت همصدا زمزمه می گردد، پیرمردی بر سر و روی نمازگزاران که در میانشان تعداد اندکی از افغانستانی ها هم دیده می شوند گلاب می پاشد. بعد از نماز عصر نیز، دعایی خوانده می شود و تسبیح حضرت زهرا (س) (٣۴ مرتبه الله اکبر، ٣٣ مرتبه سبحان الله، ٣٣ مرتبه الحمد الله) می گویند و پس از دعای امام جماعت، همگی با هم دست می دهند و از نمازخانه به سمت دفتر کار خود، خارج می شوند.
    می خواهم سر صحبت با یکی از کارمندان را باز کنم اما او با دانستن خارجی بودن من بدون اعتنا از کنار من دور می شود. ناامید، تصمیم به ترک اداره اتباع می گیرم، سوار بر تاکسی راهی مرکز شهر می شوم. داخل موتر، یک زن ایرانی هم سوار شده است، در ماه رمضان به زمین و زمان، بد و بیراه می گوید. او هشت سال است که با یک تبعه افغانستان ازدواج کرده است. از اداره اتباع و از نحوه برخورد با مهاجران افغان گلایه ها دارد. می گوید:
    “خدا هیچ موجودی را افغانی خلق نکند! من هم چه غلطی کردم که افغانی را شوهر کردم! زندگی برای من جهنم شده، هر روز به اداره اتباع بیا و برو! بیا و برو! این همه پول را از کجا بیاورم؟ خدا خیرشان ندهد! من اگر می دانستم افغانی اینقدر دردسر دارد غلط می کردم که افغانی را شوهر کنم! امسال بچه ی مدرسه ای دارم، آمدم که کارتش را بگیرم، می گویند که چرا افغانی را شوهر کردی؟! مگر گناه کردم؟ مگر آدم کشتم؟ این افغانی ها هم که دیگر مسخره کرده اند، اینقدر بی نظم هستند، اینقدرشلوغ می کنند،… بیست روز دیگر هم که بیایی و بروی مشکلت حل نمی شود. افغانی ها خیلی بی فرهنگ هستند.”
    زن بی چاره، درددل های زیادی دارد، پر از عقده و ناراحتی است، نمی داند که باید از افغانستانی بودن شوهرش بنالد یا از بدرفتاری هموطنان ایرانی اش؟!روز بعد به کنسولگری افغانستان در مشهد می روم، عده ای از مهاجران را در آنجا می بینم، از وضعیت کنسولگری می پرسم و از اینکه چه میزان دردهای مهاجران را دوا می کنند؟ هیچ کس راضی نیست، به اعتقاد مراجعان و مهاجران، کنسولگری افغانستان توان دفاع از حقوق مهاجران افغانستانی را ندارد، دروازه ورودی کنسولگری کمی شلوغ است، خواهان رفتن به داخل و دیدن مقامات می شوم، اجازه نمی دهند و باز می گردم.
    به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در مشهد می روم، خودم را معرفی می کنم، استقبال و خوش آمد گویی می کنند. گلایه می کنم که چرا از حقوق مهاجرین دفاع نمی کنید؟
    می گویند: ما می خواستیم راجع به گرفتن پول های هنگفت از مهاجران توسط دولت ایران اعتراض کنیم، در نظر داشتیم، برای کسر پول دریافتی با ایرانی ها رایزنی کنیم اما افغان ها آنقدر شتابزده اقدام به تحویل دادن پول کردند که فرصتی برای ما باقی نگذاشتند. افغانها برای پرداخت پول از همدیگر سبقت می گیرند. در این شرایط، چه کاری می توانستیم بکنیم؟
    روزهای خسته کننده ای هستند، زندگی در مهاجرت بسیار سخت و آزار دهنده شده است. مهاجرین افغانستانی اقشاری هستند که به حال خود رها شده اند، آنان مردمی بدون کشور و سرزمین و دولت و حامی هستند، آنان فراموش شده اند.
    منبع: کمپین حمایت از مهاجرین افغانی مقیم ایران

    donderdag 15 januari 2009

    بامیان در مرکز افغانستان

    بامیان در مرکز افغانستان
    شکم کودک چهارده ساله را دریدند تا نذرانه ای باشد برای رسم خرافات سال 2008: 2081 زن مورد خشونت قرار گرفته اند که از جمله 136 تن با خشونت تریاک خوردگی، 1137 تن مورد لت و کوب، 121 تن ازدواج اجباری، 114 تن مورد سقط جنین، 130 عدم پرداخت نفقه و 135 فرار از منزل و انواع دیگر
    يكشنبه 11 ژانويه 2009, نويسنده: لیزا سروش
    به نقل از بی بی سی 6 جنوری 2009 :دختری که در پی تجاوز جنسی باردار شده بود، با تیغ ریش تراشی شکمش را دریدند و کودکش را بیرون آوردند، این دختر ۱۴ سال دارد و راننده ای که در ساختن ساختمان یک مکتب (مدرسه) کار می کرد، او را مورد تجاوز قرار داده بود.
    مسئولان شفاخانه (بیمارستان) بامیان گفته اند برادر و مادر این دختر با تیغ ریش تراشی شکم این دختر را در ولسوالی یکاولنگ مورد عمل جراحی خانگی قرار دادند و کودک او را بیرون آوردند داکتران می گویند شکم این دختر به شدت عفونی شده و زندگی او با خطر جدی مواجه است. "هشت روز پیش مادر و برادرش او را به گاوخانه (طویله) می برند، به زور او را می خوابانند و بدون این که ادویه «داروی» بیهوشی به وی بدهند، شکم او را با تیغ های ریش تراشی می درند پس از بیرون آوردن کودک شکم او را به گونه غیرفنی با "تار و سوزن لحاف دوزی میدوزند و کودک او را در گاوخانه یا جایی دیگر دفن می کنند و این دختر سه تا چهار روز را در همین حالت در خانه می ماند پس از آن که پدرش آگاه می شود او را به بهانه سگ گزیدگی به شفاخانه (بیمارستان) می برد تا ساکنان محل از این قضیه آگاه نشوند.
    داکتر نادر از مسولان شفاخانه با میان گفته است "شکم او را خیلی بیرحمانه پاره کرده اند، شاید مثانه او هم سوراخ شده باشد، محلی که از سوی خانواده او جراحی شده ، عفونی شده است، حالتش خوب نیست، اگر عفونت او کنترل نشود و انتشار یابد، خطر مرگ او را تهدید می کند."
    حبیبه سرابی، والی بامیان نیز گفته است فردی که متهم به تجاوز است، بازداشت شده و ماموران پلیس موظف شده اند که برادر و مادر این دختر را نیز بازداشت کنند.
    سال 2008 سالی بود که بیشترین ارقام تجاوز جنسی گروهی را بر دختران خورد سال در ولایت افغانستان گزارش میداد و دلیل آن عدم اجرای قوانین وضع شده برای حمایت از زنان و نبود زمینه های بیشتر برای مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در این کشور میباشد .
    هر چند زندگی زنان افغانی تا سر حد تلخ است که قصه های زندگی شان بیانگر یک وحشت از رژیم های ضد انسانیت است اماخبر و حشیانه دختر بامیانی در حالی گزارش میشود که از چند ماه قبل موارد تجاوز جنسی به ویژه علیه کودکان در افغانستان افزایش یافته وضمنآ گزارشات منابع مختلف از تحمیل جبر وگسترش روش زن ستیز در این کشور"افغانستان " خبر میدهد، کمیسون مستل حقوق بشر افغانستان تحقیق تازه ی را از افزایش خشونت با زنان که در نو ماه سال 2008 در 12 و لایت کشور( افغانستان) انجام داده بود اعلام کرد. این گزارش شانزده مورد خشونت را به برسی گرفته که از جمله شش مورد ارقام تکان دهنده ای را نشا ن میدهد.
    این گزارش میرساند که 2081 زن مورد خشونت قرار گرفته اند که از جمله 136 تن با خشونت تریاک خوردگی، 1137 تن مورد لت و کوب، 121 تن ازدواج اجباری، 114 تن مورد سقط جنین، 130 عدم پرداخت نفقه و 135 فرار از منزل و انواع دیگر.
    این در حالیست که یک سازمان جهانی مدافع حقوق بشر گلوبل رایتس «مشترکین برای عدالت » تحقیقی را در سال 2006 انجام داده و گفته بود زنان در افغانستان در معرض خطر خشونت های خانوادگی قرار دارند و از افرایش رقم خشونت با زنان درسال های اینده نیز نگرانی کرده بود.
    لیلی نامراد زنی دیگری که رجال سیاسی امر به معروف و نهی از منکر جانش را گرفت !
    زن زیبا یی که قد رسا و دستان سفید اش در زیر چادری با عث مرگ اش شد . لیلی برای خریداری مواد خوراکه از خانه بیرون میرد که نگهان چشمان یکی از ملاهان کنترول «امر به معروف ونهی از منکر» اندام زیبا و دستان سفیدش را به خود جلب میکند ، این ملا بی درنگ عاشق تاراج لیلی میشود وی را بعد ازسزای چند شلاق به بهانه بد حجابی به جای نامعلوم انتقال میدهد بعد از سه روز تجاوز وی را دوباره به ولایت کابل میاورد و میگویه این زن را با یک فروشنده در حا لت " زنا"گرفتار کردیم و باید در منظر عام سنگسار شود تا تمام زنان و مردان پند بگیرند و یک مرد که بادرنگ فروش بوده نیز به نام شریک این جرم در زندان میاندازند.
    این مرد که هزار و یک بار قسم میخورد که من این زن را نمیشناسم و مرا همین اکنون گرفتار کرده اند کسی حرف اش را نمیشنود و برعکس با شدیدآ ترین نوع مجازت تحت لت و کوب قرار میگیرد که گویا به رژیم افتاده از" نه فلک "توهین میکند و این زن را نیز کسی صدایش را نمیشنود و میگویند تورا باید شوهرت به قتل برساند ما در خون کثیف تو دستان خود را آلوده نمیکنیم ، زمانی شوهر با همت اش میاید و قصه را از طالبان میشنود میگوید از من خواهرم است هر چی ميکنید شما میدانید و یا از مادر وپدر اش بخواهید دختر خود را جزا بدهند و میرود . این همقطارن ابلیس«طالبان» مادر و پدر دختر را می خواهند و میگویند شما دختر خود را سنگسار کنید پدرش در ظاهر که دخترش نجات یابد قبول میکند و میداند که وی هر گز زن بد نیست و میداند بر وی جبر و ستم شده و اتهام است. قصه به تمام خویشاوندان و بل اخص برای برادر با همت اش در ایران میرسد این مرد غافل و جانی که خود تربیه و آب همین دوران های زن ستیز را نوشیده بود برای به جاکردن به اصطلاح خودش« ننگ اش» خواهر خود را به قتل میرساند.
    برادر لیلی به صورت مخفی به خانه برای یک شب با یک میل تفگچه و مقداری زهر به قتل خواهر میاید بعد از رسیدن در نیمه شب به مادرش میگوید یک مقدار شوله بخته کن که من دخترت را میکشم مادر هر قدر گریه و ناله میکند این پسر حرف اش را قبول نمیکند و میگوید به من ارتباط ندارد که این قصه راست است که یا نه؛ نام فامیل ماه بد شده ؛سه روز زن کس دیگری بود اگر چنین کاری را نکنی من همه شما را میکشم. ولی مادر قبول نمیکند. این مرد بد بخت دست و پای و دهن مادر و خواهر را بسته میکند و میگوید من طوری میکشم اش که چشمات دست و پا زدن را نیز تماشا کند. این مرد خود شوله را تهیه کرده با زهر مخلوط میکند و بعد به خواهرش به ضرب لت و کوب میدهد. کدام انسان، کدام قلب پرتوان، کدام وحشی و کدام مادر میتواند قتل دخترش را نظاره کند ، هنگامی دختر نفس های آخر خود رامیکشد، این پسر مادر را نیز رها میکند. ولی مادر تحمل و توان برای گپ زدن نداشته و میگوید خون و دست و پا زدن دخترم چشمانم را کور، زبانم را بسته بود و فقط همین قدر توانستم که با یک چادر نو که فرادی آن به عروسی میرفتم برایش گرفته بودم، زنخ اش را بسته کنم. این پسر تا امروز معلوم نیست که کجاست ، مادر این زن نامراد میگوید دخترم صرف یک جوره لباس برای پوشیدن داشت من چند چوچه مرغ خود را فروخته بودم که برایش لباس تهیه کردم، فردا عروسی بود و خوش بود که بعد از ماه لباس نو میپوشد. امامرگ نابهنگام جانش را گرفت. اینست زندگی زنان افغانی درزیر سلطه جفاکاران تاریخ وستمگران قرن .
    ( همسایه لیلی کارته سه، کابل، افغانستان)
    این قتل وحشیانه درد نگفته ای از حکومت مرتجع ضد زن و ضد بشر طالبان یا د شریعت غگ، از نوع جنایت خاموش این رژیم سیاه است. هر چند تا هنوز تعداد زیاد زنان را به نام های مختلف سنگسار و قتل کرده اند ولی این شاید نخستین با ر است که قصه تجاوز جنسی این رژیم سرزده افشاء میشود و شاید مانند لیلی زندگی ده ها زن دیگر آماج این جانیان قرار گرفته باشد اما در لفافه شرم پنهان است .
    هیولایی نابسامانی زندگی زن افغانی بیشتر ریشه در عقاید خرافاتی محلی دارد ولی شکی نیست که جنایت بر زنان بعد از به قدرت رسیدن حکومت های اسلامیست سیاسی با چهره های مختلف عرض اندام کرد ، گاه به نام تامین حقوق اسلامی و ارج به ارشادت، زن را محکوم ، زندانی خانه و دست خوش هر نوع فجایع کردند وگاه به نام " د شریعت غگ" و ادای امر به معروف و نهی از منکر که خود منکران زندگی انسانی بودند زنان را زیر چادری "برقع" با جبر زندانی کردند وبرای اعمال برنامه های سو استفاده جنسی ، فروش و دهای دیگر زشت ترین روش را با زنان انکار نکردند.
    ولی آنچه برای من قابل تعمق است که چرا زنان شریکی برای دفاع از قتل ها ی ناموسی میشوند. هر چند در قصه دوم از جبر تا سرحد بستن دهان گفته شد اما به یقین من این می تواند در ذات خود نوع بهانه باشد از همان تربیت رسم مردسالاری و ناموس پرستی که افکار بدوی علیه زن آن را نسل به نسل به عنوان پاسپان عفت ارمغان کرده و سبب شده مادران هم واسطه برای بی رحمی و قتل شوند.
    کابل پرس

    dinsdag 23 december 2008

    حمایت جلسه قومی تورکان افغانستان مقیم هامبورگ از ففتا

    حمایت جلسه قومی تورکان افغانستان مقیم هامبورگ از ففتا
    هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان که از جانب انجمن افغان تورکستان برلیگی دعوت شده بودند، مطابق برنامه سفری خود با شخصیت ملی جامعه تورک افغانستان، محترم الحاج رئیس حق مراد بای ملاقات نموده و درمورد اهمیت نشست هامبورگ برای تحکیم وحدت مردم افغانستان درعموم وتورک های افغانستان درخصوص صحبت نمودند که این اقدام وطن دوستانه اقوام اوزبیک وتورکمن ساکن هامبورگ طرف تائید وپشتیبانی جناب رئیس حق مراد بای قرار گرفته و وعده هرگونه همکاری با این نهاد نوبنیاد، با استدعای ایشان در راه تحکیم وحدت اقوام تورک افغانستان همراه بود.

    جلسه قومی تورکهای افغانستان مقیم هامبورک که به ابتکار و زحمات بی شائبه شخصیت های قومی، هریک محترم عبدالرسول وسیقی والحاج حاجی صاحب صادق در کابل رستورانت شهرهامبورگ که به تاریخ 21 دسامبر تدویر یافته بود، چمعیت کثیری از جامعه تورک افغانستانی مقیم کشور آلمان فدرال، نظیر شخصیت های با نفوذ قومی محترمان قاری صاحب عبدالرحمن حیدر زاده، حاجی ملا عهده، حاجی رئیس خانجان ناصری، حاجی محمد امین مخدوم، حاجی قاری خالق، حاجی محمد یوسف خان معلم، حاجی محمد انور اندخوئی، استاد حاجی شاه محمد، عبدالحکیم ناصری، ستارخان سرپلی، احمد فرداش، غفور قریشی، شمس الدین عهده، حاجی صاحب مراد ، حاجی صاحب رفیق ودیگران شرکت ورزیدند.

    مجلس با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز گردیده ابتدا محترم حمید قاریزاده معاون انجمن افغان تورکستان برلیگی در باره احداف این انجمن معلومات مختصر ارائه نمودند.
    سخنران بعدی مجلس محترم دکتر عبدالمنان تاشقین مسئول سراسری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در آلمان، هیئت رهبری فدراسیون را خوش امدید گفته و درمورد ضرورت و اهمیت احیای هویت فرهنگی وزبانی سخنرانی نمودند.
    بعدا دکتر همت فاریابی رئیس ومحترم دکتر قمرالدین مصلح معاون فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان رشته سخن را بدست گرفته وهر کدام به نوبه خود در باره اهداف وبرنامه های ففتا معلومات مفصل داده وبه سوالات حاضرین مجلس جواب ارائه نمودند.
    محترم عبدالغفار خلج معاون نمایندگی ففتا در آلمان سخنران بعدی این محفل بودند که در باره ضرورت وحدت عملی اقوام تورک افغانستان وجلو گیری از ایجاد نفاق در بین این اقوام سخنرانی نمودند.
    محترم بسم الله میمنگی عضو موسس ففتا با ایراد بیانیه مفصل وآموزنده جلسه را نتیجه گیری نمودند.
    در آخر حاجی قاری عبدالرحمن حیدر زاده به نمایندگی جامعه تورکان افغانستان در هامبورگ صحبت نموده وپشتیبانی خود را در راه تطبیق اهداف و ارمانهای فدراسیون اعلام نمودند.
    حاضرین جلسه محترم دکتر صمد احدی رئیس انجمن افغان تورکستان برلیگی را به صفت عضو ارطباتی هامبورگ به نزد ففتا معرفی نمود.
    مجلس هامبورگ بساعت هفت بعدازظهر با قرائت آیات قرآن کریم توسط قاری حکمت الله فرزند مولوی صاحب اسدالله خان نصرت واستدعای تحکیم وحدت ویکپارچگی خلق تورک افغانستان خاتمه یافت.
    همکار خبری ففتا در هامبورگ

    zondag 14 december 2008

    تمویل طالبان توسط نیروهای خارجی

    تمویل طالبان توسط نیروهای خارجی
    روزنامه تایمز چاپ لندن در شماره روز جمعه (12 دسامبر) از تمویل طالبان به وسیله کشورهای غربی سخن گفته است.تام کاگلن از کابل نوشته است، فرماندهان طالبان که اجازه می دهند کاروان های حامل تدارکات نظامی راه خود را به آرامی تا پایگاه های ناتو در مناطق جنوبی افغانستان بپیمایند، در قبال حمله نکردن به این کاروان ها مقادیری پول دریافت می کنند.شرکت های چندین ملیتی طرف قرارداد نیروهای بریتانیایی و دیگر کشورهای غربی مستقر در افغانستان هستند تا مواد سوختی، لوجستیکی و تجهیزات نظامی را که هشتاد درصد آن از راه دریا به پاکستان می رسد، از این کشور تا مراکز فرماندهی این نیروها در جنوب افغانستان برسانند.
    به گفته تایمز، پرداخت پول برای طالبان توسط چندین شرکت صادر کننده مواد سوختی، شرکت های حمل و نقل و شرکت های امنیتی تائید شده است که بالغ بر میلیون ها پوند می شود.یکی از صادرکنندگان سوخت که نخواسته نامش فاش شود گفت، بر اساس برآورد او، 25 در صد پولی که برای امنیت انتقال مواد تدارکاتی می پردازند، به جیب طالبان می رود.بر اساس این گزارش، شرکت های خصوصی امنیتی به سختی قادر بوده اند امنیت کاروان ها را تامین کنند اما تکرار حملات طالبان باعث شده است که در چهارده ماه اخیر در برابر عبور هر کاروانی مقداری پول به فرماندهان طالبان پرداخته شود.گزارش تایمز به حادثه ای در شش ماه پیش در قندهار اشاره می کند که در جریان آن 50 خودرو منهدم شد و هفت تن از رانندگان به دست طالبان سربریده شدند.این تنها طالبان نیستند که از این ناحیه درآمد دارند.به گفته او جنگ سالاران، دزدان، اعضای پلیس و مقامات دولتی نیز قسمتی از پول های اختصاص یافته برای انتقال تدارکات نیروهای غربی در افغانستان را به صورت غیر مستقیم از آن خود می کنند.هرچند قبلا گزارش های مستندی مبنی بر کمک رسانی مستقیم نیروهای خارجی بخصوص انگلیسی ها برای طالبان از طریق رسانه های مختلف به نشر رسیده است اما این بار و بدینگونه از مواردی است که بتازگی افشا می شود.
    مأخذ : شبکه اطلاع رسانی افغانستان

    woensdag 3 december 2008

    ولسوالی های مرغاب و غورماچ مربوط اداره ولایت فاریاب گردید

    ولسوالی های مرغاب و غورماچ مربوط اداره ولایت فاریاب گردید
    نظر به گزارش همکار خبری ففتا از قول تلویزیون ملی افغانستان، دیروز به تاریخ دوم دسامبر ۲۰۰۸ میلادی به اساس فرمان حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، ولسوالی های مرغاب و غورماچ از تشکئلات اداری ولایت بادغیس خارج و به تشکیلات اداری ولایت فاریاب مربوط ساخته شد.
    علت اصلی چنین اقدام تا هنوز روشن نیست ولی احتمال میرود زمینه ساز این تصمیم جلسه والی های ولایات شمال افغانستان باشد که شمال مملکت را نا امن تلقی نموده و از رشد روزافزون عناصر مخالف دولت در شمال شکایت نموده و ناراحتی نشان دادند.ولسوالی های مرغاب و غورماچ ولایت بادغیس در همسایگی با ولسوالی قیصار ولایت فاریاب واقع بوده و یکی از مراکز نفوذ طالبان شمرده میشود که ازین نقطه نا آرامی ها بطرف هرات و فاریاب توسعه داده میشود. از احتمال خارج نیست که این اقدام ویا بازی به خاطر انتخابات آینده صورت گرفته باشد.
    همکار خبری ففتا

    maandag 1 december 2008

    نیرنگ قانونی ایران در قبال اخراج مهاجرین افغان

    نیرنگ قانونی ایران در قبال اخراج مهاجرین افغان

    02:12:2008

    اخراج اجباری مهاجرین افغان از کشور ایران مثل همیشه همزمان با سرد شدن هوا آغاز گردید. مقامات افغان از اخراج اجباری هزاران مهاجر افغان از کشور ایران که در حال حاضر در فضای باز و درهوای سرد در ولایت نیمروز بسر می برند خبر می دهند. گزارش های تایید نشده از این ولایت حاکی از آنست که نزدیک به سی هزار مهاجر از ایران اخراج شده اند و این روند هم اکنون نیز جریان دارد.
    اخراج اجباری مهاجرین افغان از ایران در سال های اخیر به یک مسله حاد برای دولت افغانستان ویک بازی سیاسی به کشور ایران مبدل شده است ایران هرزمانی که بخواهد برای افغانستان درد سر ایجاد کند برنامه ی اخراج اجباری مهاجرین را از خاک خود مطرح می کند.
    سال گذشته نیز این پروسه در فصل زمستان تطبیق شد. هزاران افغان در سرمای کشنده و بدون هیچ امکانات از ایران اخراج شدند در نتیجه ی تطبیق این برنامه دها بازگشت کننده ی اجباری درامتداد مرز، اردوگاه های خاک ایران و در آنسوی سرحد و در خاک افغانستان جان باختند.
    لت و کوب، توهین و تحقیر و خشونت از مواردی است که سربازان ایرانی بر مهاجرین افغان روا داشتند. گزارش های نشر شده از خاک ایران حاکی از آن بود که بسیاری از افغان ها از بیم گرفتاری توسط پولیس حتی برای خرید غذا از خانه های خود بیرون شده نمی توانستند.
    هرچند سازمان ملل متحد و دولت افغانستان نیز از مقامات ایرانی خواستند تا ازاین نوع برخورد وخشونت با افغانهای مهاجر دست بکشند اما این درخواست ها بدون هیچ پاسخی باقی ماند.
    در سال جاری نیز همزمان با سرد شدن هوا تطبیق این برنامه ی ظالمانه از سوی مقامات ایرانی بالای مهاجرین افغان آغاز شده است. بدون شک همگام با سرد شدن هوا تطبیق این پروسه نیز سرعت خواهد یافت در حالیکه نه دولت افغانستان و نه سازمان ملل برای کمک به مهاجرین اخراج شده توانایی و آماده گی لازم را ندارند واین موضوعی است که دولت ایران به خوبی و درستی از آن آگاه است.
    تنها بهانه ی مقامات ایرانی در این مورد نبود مجوز قانونی شمار زیادی از مهاجرین است که در حال حاضر در ایران زنده گی می کنند اما با توجه به گذشته حضور مهاجرین این افراد از سال هاست که بدون مجوز قانونی اما با رضایت دولت ایران در این کشور زنده گی نموده اند، سرمایه گزاری کرده و با ایجاد شغل و حرفه در مناطق مختلف این کشور در زیر حاکمیت دولت ایران زنده نموده اند. حالا اگر نبود مجوز قانونی هم دلیلی برای اخراج این مهاجرین باشد چرا و به چی دلیل این حربه همزمان با سرد شدن هوا که مرگبار ترین زمان برای تطبیق همچو برنامه ها است بکار می رود؟
    به هرحال مردم از دولت افغانستان، سازمان ملل متحد و جامعه جهانی انتظار دارند تا برای جلوگیری از تکرار فاجعه سال گذشته پیش از این که روند اخراج اجباری مهاجرین شدت بیشتر کسب کند از کشور ایران بخواهند که این برنامه را لا اقل در چنین زمانی که دولت افغانستان توانایی رسیده گی به مهاجرین اخراج شده را ندارد متوقف نماید.